اثاث کشی...   

خداحافظ پرشین بلاگ خوب

 

با همان http به بلاگفا می روم:

 

www.peydapenhan1.blogfa.com

لینک
٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   دریافت جایزه امید به مژگان جمشیدی پیامی امید بخش برای تمام فعالان محیط زیست   

 یقینا وقتی جایزه ای به کسی تعلق می گیرد ٬ آن جایزه ٬ پاداش تلاش و استواری آن فرد در راه هدفی است که انتخاب کرده است .مژگان جمشیدی را همه ما می شناسیم و از تلاش هایش در راستای اطلاع رسانی در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور آگاهیم . او طی نزدیک به یک دهه کار روزنامه نگاری زیست محیطی بارها و بارها ثابت کرده که می تواند منافع اقتصادی و حتی جایگاه شغلی اش را به خاطر میراث طبیعی ایران قربانی کند  و هرگز حقیقت را قربانی مصلحت نکند .

اهدای سومین جایزه امید به یک روزنامه نگار محیط زیستی

این ویژگی بسیار نادریست که بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی و سیاسی شعارش را می دهند و ژستش را می گیرند اما کمتر می توانند در عمل پایبند آن باشند ٬ چرا که وفاداری به چنین اصولی نیاز به چشم پوشی از بسیاری «به دست آوردنی ها» و همچنین پرداخت هزینه هایی دارد که اتفاقا جمشیدی بسیار آنها را پرداخته و ار این آزمون ها سربلند بیرون آمده است . همین چند ماه پیش بود که به دلیل حقیقت گویی در عرصه محیط زیست و سکوت نکردن در برابر سو استفاده از منابع طبیعی ملی عده ای در وبلاگش ٬ از ادامه کارش در  یکی از روزنامه های صبح جلوگیری کردند ٬ اما او خم به ابرو نیاورد و همچنان محکم در جاده پر سنگلاخ و پر پرتگاه محیط زیست به راهش ادامه داد .

این ایستادگی و تلاش را باید به همراه گرفتن جایزه امید به ایشان تبریک گفت و  به تمام فعالان این عرصه پر خطر امید داد که موضوع « محیط زیست» در حال آمدن از حاشیه به متن جامعه است . این تحول می تواند عاملی باشد برای ادامه تلاش در لحظاتی که از جا انداختن موضوع حیاتی محیط زیست برای مردم ٬ نا امید می شویم.    

لینک
٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   قاتلان شهید پیروی و آزمون دستگاه قضایی کشور   

  این متن برای روزنامه اعتماد نوشته شده بود که به دلایلی ؟؟!! چاپ نشد قطعا همه شما این انسان بزرگ را می شناسید:

 شاید برخی از شما ناصر پیروی را  نشناسد و از تلاش هایش برای حفاظت از منابع طبیعی حوزه تحت مدیریتش بی خبر باشد ؛  اما تمام کسانی که از نحوه به  قتل رسیدن این مدیر متعهد با سفاکانه ترین شکل اطلاع دارند نه تنها به عنوان طرفداری از منابع طبیعی و نه تنها برای حفظ موقعیت محیط زیست و نگهبانان آن ، که با هدف و رویکردی انسانی  ، خواهان قصاص عاملان این جنایت هولناک هستند و امروز پس از گذشت 3 سال از شهادت او ، از دستگاه قضایی کشور  می پرسند : "برای مجازات قانونی جنایتکاران این پرونده چه کرده اید ؟ "  به طور قطع ، عدم پاسخگویی به این سوال می تواند چالشی بزرگ برای کشور ، قوه قضایی و در نهایت محیط زیست و منابع طبیعی  این سرزمین به حساب آید و عدالت طلبی دستگاه قضایی را  زیر سوال ببرد.   اجرای حکم قضایی قاتلان شهید ناصر پیروی رییس اداره منابع طبیعی ماسال گیلان که سابقه ای طولانی در مبارزه با قاچاقچیان چوب و برخی مافیای زمین خوار داشت  و در اردیبهشت 84 توسط یک نظامی ، با تیغ موکت بری در جنگلهای گیلان سر بریده شد ، تنها یک نمونه از صدها مورد آزمونی است که دستگاه قضایی کشور ، برای اثبات عدالت محوری و قانون مداری با آن مواجه است .    بااینکه قاتل پیروی در دادگاه ، به صراحت اعتراف به این قتل کرده و ائمه جمعه و برخی از نمایندگان استان گیلان نیزخواستاراجرای حکم چند بار صادر شده قصاص قاتلان و همدستانشان شده اند  ، این حکم به تایید دیوان عالی کشور نرسیده است . همان زمان  عموزاده مدیر کل دفتر حقوقی سازمان جنگل ها  به روزنامه شرق گفته بود : « قاتلان شهید پیروی که یکی از آنها به همراه خانواده خود سابقه تصرفات و تجاوز های متععد به اراضی منابع طبیعی و جنگل های ماسال را داشته اند و همواره از طرف شهید پیروی تحت پیگرد قانونی بودند در یک اقدام ناجوانمردانه و در حالی که پیروی را روی زمین خوابانده بودند و به رغم اینکه سلاح گرم با خود داشتند با تیغ موکت بری سر او را از پشت بریدند . »  آیا  اینگونه جرائم  نمی توانند امنیت ملی  و سرنوشت منابع طبیعی  کشور را به خطر اندازند ؟   همچنانکه فرود شریفی معاون وزیر جهاد کشاورزی و رییس سازمان جنگل ها نیز روز گذشته در مراسم  سومین سالگرد شهادت پیروی تاکید کرد  "قوه قضاییه باید به شدت با معترضان به انفال برخورد کند ." او بر مزار پیروی و جنگلبانان را "حافظان انفال و اموال در اختیار امام زمان (عج) " نامید  و گفت : " با توجه به اینکه پیروی مظلومانه شهید شد قصاص قاتلان وی بخش کوچکی از مشکلات را حل می کند .   حال پرسش این است که این سربازان انفال و اموال تحت اختیار امام زمان ،  اگر بخواهند با کسانی که بر روی زمین های در محدوده طرح  مصوب شده "صیانت از جنگلهای شمال کشور "  ادعای مالکیت کند  از قانون و مصوبه دولت جمهوری اسلامی دفاع کنند و در این راه نه تطمیع  کارساز باشد و نه تهدید  و عاقبت سرشان  در این راه بریده شود مقصر کیست ؟ قاتل یا مقتول ؟!   بر اساس آمارهای رسمی تنها از سال 1360  بیش از 400 جنگلبان برای حفاظت از منابع طبیعی و جنگل ها  به دست متخلفان ، جنگل خوران و زمینخواران به روشهای غیر انسانی کشته شده اند که برخورد قانونی با متخلفان قطعا می تواند از این رقم بکاهد .       به نظر می رسد این یک آزمون جدی الهی ، انسانی و قانونی است که قوه قضاییه تنها با اجرای قانون و عدالت  می تواند از آن سربلند بیرون بیایید و با سهل انگاری و چشم پوشی از اجرای درست قوانین ،نگذارد تخلف و آدم کشی به منظور سوء استفاده از منابع ملی و طبیعی کشور به یک "روش و شیوه " تبدیل شود  و سربازان انفال قربانی آن شوند که اگر اینگونه شد  پیامدهای آن ،  امنیت ملی کشور را به مخاطره خواهد انداخت.  
لینک
٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   دکتر ابتکار:مصوبه جاده ابر مغایر برنامه چهارم است   




موافقت کمیسیون زیربنایی دولت با «احداث جاده زرین گل» در محور شیرین آباد به ابر در شرق استان گلستان با وجود تمام مخالفت های انجام گرفته از سوی کارشناسان، حرکت علیه برنامه چهارم توسعه اقتصادی - اجتماعی محسوب می شود. همانجا که این برنامه تاکید می کند حفظ زیستگاه ها و مناطق حساس وظیفه دولت و سازمان محیط زیست است. این تاکید در چند اصل این برنامه تکرار شده است؛ اما تامین منافع عده یی خاص در موضوع احداث جاده ابر باعث شد تا دولت مجدداً با این طرح موافقت کند. هرچند تاکید مدیرکل محیط زیست سمنان این بود که «مصوبه دولت درباره جاده ابر تفسیر به رای شده» و مصوبه فوق تنها ارتقای راه موجود بوده نه ایجاد راه جدید؛ اما به هرحال مناقشات پیش آمده، تفاسیر جدیدی را نیز در پی خود آورد که دکتر معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست در دولت خاتمی و عضو کنونی شورای شهر تهران به سوال های اعتماد در این باره پاسخ داد.

-آیا کمیسیون زیربنایی دولت از نظر تخصصی این توان را دارد که درباره مسائل کارشناسی در حوزه محیط از جمله جنگل ابر تصمییم بگیرد؟

ادامه مطلب در

www.etemaad.com ص اجتماعی-شنبه ۲۱ اردی بهشت

لینک
٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   بنویسید جاده ابر بخوانید هرج و مرج   

دو سه روز مانده به عید بود که دوستی از سازمان جنگل ها  تلفن زد و گفت: " چه نشسته اید که قرار است جاده جنگل ابر ساخته شود ." من انگشت حیرت به دهان ، از خبری گفتم که چند روز پیش از آن ، ازدادستانی کل کشور رسیده بود و ما توی روزنامه کار کرده بودیم. خبر این بود که دادستان کل کشور از دادستان گرگان خواسته که میزان هزینه ها و تخریب های احداث جاده ابر را محاسبه کنند و در صورت جدی بودن و گسترده بودن این صدمات ، جلوی اجرای این پروژه را بگیرند .   وقتی به این دوست محترم  این خبر را یادآوری کردم  او باخونسردی گفت : " چقدر شما خوش باورید ! این بازی از اساس برای  این شروع شده که سر شماها را گرم کنند  تا فعلا سکوت کنید و آنها کار خودشان را انجام دهند " . طوری حرف می زد انگار که بارها و بارها این نمایش را تجربه کرده و نه خبرهایی از این دست خوشحالش می کند و نه اقداماتی اینچنین امیدوارش!   از اینکه بالاخره یکی پیدا شد و به روزنامه نگارها گفت "خوش باور" ذوق زده شدم  و در جوابش  گفتم : اینقدر بدبین نباشید ؛ شما با این بدبینی دست ماها را هم از پشت بسته اید! به هر حال کاری نمی شود کرد . باید صبر کرد تا نتیجه اقدام دادستانی گلستان مشخص شود .  بعد از گذشت دو ماه ، عصر یکشنبه بود که خبر موافقت کمیسیون زیربنایی دولت با احداث جاده ابر را شنیدم . بهت زده با آن دوست تماس گرفته و تا آمدم حرفی بزنم  گفت: سلام  خانم خوش خیال! من که به شما گفتم . ومن بدون اینکه پاسخی داشته باشم یا حوصله نوشتن چیزی و یا تلفن به مسئولی و گرفتن نظر استادی ، به این فکر می کردم  که  ریشه و علت اصلی اینهمه حوادث تلخ در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی - و البته دیگر حوزه ها- طی 4-3 سال اخیر چیست ؟ علت اینکه دریاچه اورمیه خشک شده ؛ تالاب هامون نابود شده ؛ در گلستان پتروشیمی می سازند و در گیلان برای ساخت آن دستور پاکتراشی 400 هکتار جنگل کهنسال را صادر می کنند ؛ دلیل اینهمه سدسازی های غیر علمی ؛ ساخت جاده از قلب تالاب های ناب میانکاله و انزلی ؛ مرگ و میر دلفین ها و جاده سازی در پارک های ملی و موافقت با قطع درختان آنها از جمله گلستان و صدها ماجرایی که هر روز خبر یکی از آنها به گوشمان می رسد .    خیلی فکر کردم و هر چه بیشتر جست و جو کردم بیشتر به راز حکایتی پی بردم که نمی دانم از کیست و خیلی پیشتر ها ، کجا آنرا خوانده ام : « می گویند روزی  رییس شیاطین ، با شیطان های کوچک جلسه ای ترتیب داده بود تا رتبه و کارنامه هر یک را تعیین کند . هر کدام از شیطان ها از عملکرد روزانه شان گفت . یکی گفت : من امروز چند آدم  را وادار به دروغگویی کردم . آن دیگری با افتخار گفت : من توانستم یکی از بندگان پاک خدا را فریب بدهم تا دست به یک سرقت محترمانه بزند  و آن دیگر شرح مفصلی از آنچه به روز چند  انسان خوب آورده بود تا در برابر وسوسه های شیطانی قرار از کف داده و به انواع گناه آلوده شده بودند  ارائه داد. در این بین یکی از شیطان ها که جثه نحیف و قیافه حق به جانبی هم داشت در حالی که گردنش را کج کرده بود ساکت در گوشه ای نشسته بود و هیچ نمی گفت . گویی کاری درخور انجام نداده تا از آن سخن بگوید . رییس شیاطین در حالی که نگاهی عاقل اندر سفیه به او انداخته بود از او پرسید : بگو ببینم ، تو چه کردی ؟  شیطان کوچک  تکانی به خود داد و به آرامی ، انگار که کاری ناچیز و خورد ، انجام داده اما مجبور است در پاسخ رییسش چیزی بگوید گفت : « رییس بزرگ! من نتوانستم مثل بقیه دوستانم کار زیادی انجام دهم ؛ اما برای اینکه کاری انجام داده باشم و دست خالی به محضر شما نیایم  یک کار کردم  و آنهم اینکه " در یک شهر کوچک ، جای آدم ها  را با هم عوض کردم. بقال را به جای نجار گذاشتم ؛  نقاش را به جای نانوا ؛ جای قاضی را به تاجر سپردم و دکان تاجر را به طبیب. کشاورز را مامور بلدیه و آهنگر را آشپز کردم . بعد هم به سراغ معلم رفتم تا به جای خیاط برای مردم آن شهر جامه بدوزد و در آخر مقنی را به جای حاکم گذاشتم  تا به امور مردم رسیدگی کند .  مرا ببخشید که نتوانستم کار مهمی انجام دهم اما قول می دهم در روزهای بعد جبران کنم . »   رییس شیاطین چینی بر ابروان انداخت و با چشمانی درخشان گفت : « کاری نکردی ؟ تو بزرگ ترین کار را  انجام دادی که تاکنون به عقل هیچ شیطانی نرسیده بود .تو می توانی تا مدتها عنوان شاگرد اول شیاطین را در کارنامه خود ثبت کنی !» 

لینک
۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   رئیس فراکسیون اصل 50 درباره جاده ابر:مصوبه قابل تردید است   

اعتماد-۱۵ اردیبهشت ۸۷-ص اجتماعی http://www.etamaad.com 

صصصص

 
 
 
 آخرین اقدام مربوط به ساخت جاده زرین گل که از منظر کارشناسی به نابودی جنگل باستانی ابر منتهی می شود، درخواست رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس در روزهای پایانی سال 86 بود.محمدجعفر سادات موسوی پس از مشاهده مناقشات فراوان و ناتوانی سازمان های محیط زیست و منابع طبیعی از حل مساله، از دادستان کل کشور خواست با بررسی صدمات احداث جاده فوق، مساله را حل کند. پس از آن دری نجف آبادی طی دستوری، دادستان گرگان را مکلف به پیگیری سریع موضوع کرد اما ابتدای هفته و تنها پس از گذشت یک ماه کاری از این دستور، خبرگزاری ها اعلام کردند کمیسیون زیربنایی دولت با احداث این جاده موافقت کرده است.

---

- شرح ماجرای درخواست تان از دادستان کل کشور درباره پرونده جاده ابر چگونه بود؟

یکی از وظایفی که دادستان موظف است انجام دهد بررسی علت اجرا یا عدم اجرای مقررات و قوانین است، به خصوص قوانین و بحث های بهداشتی و محیط زیستی. دادستان ها موظفند در این خصوص، قضایا را به جد پیگیری کنند و خود آقای دادستان هم معاونتی دارند که تاکنون در چندین مورد به مکاتبات ما رسیدگی کرده و پیگیری شان موثر بوده است. مثل بحث واردات رنگ های آلوده از کشور چین که در صنایع نساجی و لوازم بهداشتی مصرف می شد و سرطان زا و حاوی مواد «بنزیدین» بود که این مواد از جهت استاندارد لوازم بهداشتی و نساجی، مردود شده بود. در این مورد دادستان در پاسخ به مکاتبات ما موضوع را پیگیری کرد. با معرفی ما، انبارهای این رنگ های وارداتی توقیف شد و شرکتی که بدون توجه به استانداردهای بهداشت و سلامت آنها را گواهی می کرد و مجوزی که در داخل داده می شد با اقدامات دادستان کل باطل و واردات و مصرف آن متوقف شد. در اصل به امید اینکه مرجعی قضایی حضور دارد و می تواند فراتر از نیت و اقتدار دولت، چنین قضیه یی و آثار مخرب آن را برای جامعه و کشور بررسی کند و تناقضات آشکار قانونی آن را بررسی کند، مکاتباتی با ایشان انجام شد.

- پس از درخواست شما، دادستان گرگان مکلف شد درباره صدمات زیست محیطی طرح فوق تحقیق کند. آیا اطلاع دارید چه اقداماتی در این راه انجام شد؟

متاسفانه هیچ اطلاعی ندارم اما به نظر می رسد باید دادستان های محترم تمام استان های همجوار جاده جنگل ابر در این باره حساس باشند و اقدام کنند تا بهترین نتیجه و راهکار را ارائه کنند.

- آیا با توجه به این دستور دادستان کل، انتظار نمی رفت تا روشن شدن نتیجه کار، تصمیمی درباره این جاده گرفته نشود؟

کمیسیون زیربنایی دولت که با ادغام و انحلال شوراهای عالی وظایف شورای عالی محیط زیست و برخی از دیگر شوراها را به عهده گرفته، هنوز یکی از چالش های بین دولت و مجلس است که اخیراً در نامه 3/2/87 رئیس مجلس خطاب به رئیس جمهور نیز به این نکته اشاره شده است. این جزء مواردی است که مدت هاست بین مجلس و دولت تردد می کند و هنوز حل نشده. اینکه در مجلس هشتم با چه سرنوشتی مواجه شود، نمی دانم،

- سازمان حفاظت از محیط زیست درباره حفاظت از محیط زیست چه نقش و سهمی دارد؟

در واقع در تصمیم گیری های محیط زیستی، همه کاره خود دولت است، چون به جای شورای عالی حفاظت محیط زیست تصمیم می گیرد در حالی که شورای عالی حفاظت ترکیبی داشت که مستقل تر از تصمیمات بدنه دولت بود و ضمناً بافت کارشناسی تری هم داشت. در راس کمیسیون زیربنایی تنها یک وزیر حضور دارد، ولی شورای عالی حفاظت مرکب از وزرای متعددی بود؛ وزیر صنایع، راه و ترابری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و“ بنابراین از ابعاد مختلف و متفاوتی مسائل را بررسی می کردند و دیدگاه کارشناسی توانمندتری داشتند.

- اگر شورای عالی حفاظت ادغام نشده بود، چنین تصمیمی می گرفت؟

قطعاً شورا نظر مخالف می داد زیرا سازمان های محیط زیست و جنگل ها و مراتع هم با این احداث مخالف بوده اند و وزارت جهاد کشاورزی هم مخالف است و ما این نظر را به نمایندگان هم اعلام کرده ایم، چون جنگل ابر که یکی از ذخایر و زیستگاه های کشور است و از پربهاترین جنگل های دنیا تلقی می شود با احداث این جاده در آستانه نابودی و تخریب جدی قرار خواهد گرفت. مسلماً کمیسیون زیربنایی هرگز مصوبه هیات وزیران را در سفر رئیس جمهور به استان ها نقض نمی کند چرا که بدنه خود دولت است. اما شورای عالی حفاظت چیزی ورای این حرف ها بود.

-خاطرم هست همان دو سال پیش هنگام ادغام شورای عالی حفاظت محیط زیست، جناب عالی پیامدهای ناگوار آن را برای منابع طبیعی و مناطق تحت حفاظت کشور پیش بینی و اعلام کردید. آیا در تعامل با دولت و مجلس، این آثار زیانبار را گوشزد نکردید؟

من همان زمان یک نامه چهار صفحه یی به آقای حدادعادل نوشتم و از ابتدا هم دو بار در مجلس درخواست تذکر کردم. به مجرد اینکه روشن شد در چه زمینه یی قرار است صحبت کنم به بهانه اینکه «جزء دستور جلسه نیست و ربطی به مدیریت جلسه ندارد» تذکر مرا قبول نکردند.

-شما آن زمان اعلام کردید این ادغام ها و انحلال ها از اساس قانونی نیست.

در همان نامه چهار صفحه یی که رونوشت آن را برای مطبوعات فرستادم، مخالفت های قانونی را درباره این ادغام ها و انحلال ها تذکر دادم و اعلام کردم چون اکثر شوراهای عالی منشاء قانونی و مصوبه مجلس دارند، لذا ادغام یا انحلال آنها از سوی شورای عالی اداری یا از طریق رئیس جمهور، خلاف قانون است. حتی به تبعات این ادغام ها و انحلال ها هم بارها اشاره کردم که در بحث محیط زیست، به مناطق و اکوسیستم ها و مسائل شهروندان بی توجهی می شود و باید یک کمیسیون راهبردی یا زیربنایی که در واقع همان دولت است تصمیم نهایی را بگیرد. مثل اینکه خود دولت تصمیم گرفته «جنگل را تخریب کنید و جایش جاده بسازید» حال اینکه دوباره کمیسیون زیربنایی نظر بدهد چندان معنا ندارد.

- با توجه به این مسائل، قبل از به نتیجه رسیدن پیگیری های دادستان کل، آیا شما رای نابهنگام کمیسیون زیربنایی را پیش بینی می کردید؟

بالاخره ما می دانیم تصمیمی که هیات وزیران در سفر ریاست جمهوری گرفته و از معبر هیات وزیران عبور کرده در نهایت با شرایطی که از وضعیت دولت و هیات وزیران سراغ داریم (در بحث کابینه و تغییرات اخیر کابینه) پیش بینی می شد که کمیسیون زیربنایی در مقابل هیات دولت یا رئیس جمهور ایستادگی نمی کنند و نظر دولت را به هر شکل تایید می کنند.

- یعنی کمیسیون زیربنایی نباید به احترام یکی از مقامات عالی قضایی یعنی دادستان کل کشور یک مکث دوره یی می کرد تا نتیجه تحقیق و بررسی های آنها مشخص شود؟

شاید کمیسیون خواسته توپ را به زمین خود دادستانی و قوه قضائیه بیندازد و بگوید ما در چالش بین این دو دخالت نمی کنیم؛ هیات دولت برود خودش با قوه قضائیه مذاکره و مساله را حل و فصل کند.

-نقش سازمان محیط زیست و سازمان جنگل ها در این رای چیست و اگر این سازمان ها از ابتدا نقش صحیح تر و یکدست تری را ایفا می کردند و در دفاع از جنگل ابر قاطعیت بیشتری نشان می دادند چنین اتفاقی می افتاد؟

تمام این موارد به عملکرد سازمان های محیط زیست و جنگل ها و نظر کمیسیون زیربنایی دولت برمی گردد که به دلیل مقهور بودن سازمان ها در برابر تشکیلات و نظریات ریاست جمهوری است. در واقع عقب نشینی های قدم به قدم در برابر طرح هایی است که ظاهراً باید اجرا شوند. در واقع بحث های کارشناسی قربانی قضایای اداری می شوند.

- آیا تصمیمات کمیسیون زیربنایی دولت قابل تغییر است؟

این کمیسیون موظف است نظرش را به دولت اعلام کند اما در ادغامی که پیش آمده و نوشته شده؛ «کلیه مسوولیت های مربوط به شورای عالی محیط زیست به کمیسیون زیربنایی دولت موکول می شود» یک تناقض وجود دارد. کمیسیون از یک سو زیر نظر مجموعه دولت است و از سوی دیگر بالاتر از تصمیمات و نظریه نهایی دولت که باید آن نظریه مجدداً به کمیسیون برده شود. این یک تناقض است و چون اصل و مبنای ارجاع مصوبه شورای عالی اداری مبنای مخدوشی است مصوبات کمیسیون زیربنایی قابل تردید و قابل خدشه است و نمی توان گفت که رای آن قابل تغییر نیست.
لینک
۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   استان گلستان در معرض مخاطرات بزرگ   

 یک عکس از جهان نمای گلستان را در تارنمای طبیعت گرگان ببینیدخواستم آنرا روی وبلاگم بگذارم تا از این حالت خسته کننده دربیاد اما نشد . استان گلستان  ٬ همان استانی است که قرار است در آن پتروشیمی بسازند ٬ با آبگیری سد کبود وال  ۷۰ هکتار از جنگل های باستانیشو زیر آب ببرند٬ برای هر شهرش یک شهرک صنعتی مصوب کنند و البته برای ساخت آن شهرکهای صنعتی جنگل هایش را بتراشند ٬ انواع و اقسام جاده های غیر ضروری را با هدف بالا بردن قیمت زمین های اطراف جاده و ویلا سازی و صد البته رای آوردن مجدد در مجلس ٬ احداث کنند ؛ پالایشگاه بزنند ؛ گردشگری را بدون قاعده رعایت استانداردهای محیط زیست توسعه بدهند ؛ برای ایجاد اشتغال - و نه بهره های تریلیاردی یک عده - مراتع را فدای توسعه صنایع آلاینده کنند برای همین جهان نمایش که از مناطق منحصر به فرد دنیاست و منطقه حفاظت شده سازمان محیط زیست است و یک جاده مالرو و یک جاده خاکی ماشین رو دارد جاده آسفالته بزنند (گویی دیگر ویلاهای زیارت کفاف تفریحات نکرده اول انقلاب برخی عزیزان را نمی دهد) و هزار و یک طرح٬ پروژه و مسئله دیگر.
عکاس هنر مند این عکس ها را نمی شناسم اما آدرس وبلاگی را که آنها را از آنجا برداشته ام این است:

                                       www.metaxix.blogfa.com                     

 

 

                                                                     

 

لینک
۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   قدم به قدم تا قطع درختان پارک ملی گلستان   

 باز هم خبرهای ناگوار از حوزه محیط زیست. دیروز با یکی از مدیران محیط زیست استان گلستان صحبت می کردم . باور کنید وقتی از اوضاع پارک و جنگل ابر و شهرک های صنعتی و سدسازی ها و بقیه مجوز هایی که اخیرا از سوی دولت توسعه(بخوانید ناپایدار) برای طرح های مخرب تر از این داده شده صحبت می کرد بغضی تلخ توی صداش بود . گفتم مهندس ! اگه این همه ناراحتین پس چرا مقابل اینا نمی ایستین؟  گفت: چطوری ؟ وقتی رییس سازمانمون دستور می ده و صورتجلسه امضا می کنه............آخر این مکالمه تلفنی شد گزارش شگرد جدید وزارت راه برای قطع ۱۲ هزار اصله درخت که در ص ۱۸ امروز روزنامه اعتماد منتشر شده :

عملیات قطع 12 هزار اصله درخت و تخریب پوزه های سنگی پارک ملی گلستان بار دیگر با روشی جدید از سوی وزارت راه  و با مجوز منابع طبیعی از سر گرفته شد .  این عملیات که پیش از این با واکنش طرفداران محیط زیست و دانشگاهیان این حوزه روبرو شده  ومدتی نیزمسکوت مانده  و با صدور صورتجلسه های ضد و نقیض و گاه غیر کارشناسی سازمان محیط زیست به حال خود رها شده بود ، قرار است در مسیرهای کوچک تر و حجم تخریب به ظاهر پایین تر به انجام برسد .

 ادامه مطلب در www.etemaad.com ص اجتماعی

لینک
۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   بازدید خبری سازمان پارکها و بایکوت خبری روزنامه های منتقد   

 
 
سازمان پارک های شهرداری تهران در یک حرکت غیرحرفه یی و با هدف ایجاد فشار به منتقدان عملکرد سازمان یاد شده، خبرنگاران رسانه های منتقد را به برنامه بازدید از پروژه ها دعوت نکرد. به نقل از سایت خبری کانون گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست، این سازمان طی هماهنگی با گروهی از خبرنگاران حوزه اقتصادی برخی مطبوعات، نسبت به ترتیب دادن بازدیدی در روز دوشنبه مورخ 2/2/87 جهت معرفی پروژه های انجام شده سازمان اقدام کرد و از خبرنگاران مذکور خواست نسبت به انعکاس اقدامات انجام شده اقدام کنند. نکته حائز اهمیت اینکه سازمان پارک های شهرداری تهران از خبرنگاران روزنامه های اعتماد، اعتماد ملی، کارگزاران، آفتاب، جام جم و چند روزنامه سراسری و مهم دیگر که طی این مدت به انعکاس مسائل انتقادی نسبت به عملکرد این سازمان مبادرت ورزیده بودند دعوت به عمل نیاورد. کاهش سرانه فضای سبز شهر تهران طی دهه اخیر، عدم تدوین طرح جامع فضای سبز شهر تهران به عنوان یکی از سرفصل های مهم سازمان پارک ها، تخریب برخی باغات و پارک های جنگلی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی، ضعف کمیسیون ماده 7 (باغات) در حفاظت از اراضی مشجر، استفاده گسترده از گیاهان ناپایدار غیربومی، مشکلات عدیده در نظارت سازمان بر عملکرد مناطق شهرداری و تنزل وضعیت کمی و کیفی از جمله انتقادهای کارشناسان و رسانه ها است که مدیرعامل سازمان پارک ها ی شهرداری تهران ضمن رد کردن این پرسش ها و متهم کردن منتقدان به اغراض گوناگون از پاسخ دادن به آنها طفره می رود.
لینک
٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ - الهه موسوی

   مشاور محیط زیستی شهردار از قطع درختان پونک خبر ندارد   


 
این گزارش را امروز در ص اجتماعی اعتماد  بخوانید

 
تنها یک روز پس از «روز درختکاری»، درخت های خیابان گلبرگ سوم میدان پونک قطع شد. این درختان که طی 20 سال با دستان اهالی، آبیاری و محافظت شده بودند در ساعت سه نیمه شب به خاک افتادند.تمام این اتفاقات در حالی افتاد که شهردار تهران در ابتدای تصدی این پست، بر انطباق طرح های شهرداری با اصول محیط زیستی تاکید کرده بود و انتخاب مشاور زیست محیطی اش هادی حیدرزاده نیز در همین راستا صورت گرفت. اما حیدرزاده نیز با وجود گذشت نزدیک به یک ماه از قطع این درختان، از این رخداد اظهار بی اطلاعی و مثل دفعات گذشته تنها بر این نکته تاکید کرد که «سیاست شهرداری جابه جایی درختان است نه قطع آنها.»

با این حال٬درخت های بلوار میرزا بابایی در ضلع غربی میدان پونک جابه جا نشد، بلکه ابتدا از نیمه قطع و بعد با لودر از ریشه درآورده شد. همان شب اهالی محل با شنیدن صدای اره برقی در سکوت نیمه شب به کوچه ریخته و با دیدن سه کارگر که در حال قطع تنه درختان بودند با پلیس 110 تماس گرفتند.............

ادامه مطلب
---------------- 

در این رابطه بخوانید : گزارش خانم مژگان جمشیدی را در اعتماد ملی

لینک
٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - الهه موسوی